شمس الدين احمد

3

خزائن الملوك ( فارسى )

و شين معجمه در لغت بيمارى تشنگى است كه هرچند آب خورده شود تشنگى نرود كذا فى منتخب اللغات و مير بهاء الدوله صاحب خلاصة التجارت و شاه ارزانى و حكيم صادق عليخان زيب رقم فرموده‌اند كه ورم حار حادث در دماغ صبيان را عطاش نامند و علامت آن انخفاض يافوخ و زردى بشره و درد چشم و حلق است و گاه باشد كه در مرض مذكور اسهال و حلقه زدن چشم طفل مىشود اجتماع الماء فى الرأس كه تعظيم الراس نيز گويند و آن مرضيست كه رطوبات مائيه در سر جمع شود و دو گونه باشد يكى آنكه رطوبات مذكوره در سر طفل داخل قحف بالاى غشاى صلب بباعث رطوبت دماغ جمع آيد و عند المزاحمة به تهلهل شيون قحف و فسخ و روز آن پردازد و در اجزاى سر عظم روى نمايد و علامتش آنست كه اشك از چشم پيوسته جارى و چشم مفتوح باشد و تغميض عين متعسر بود و طفل مريض اگر ذى تميز باشد ثقل و گرانى در سر احساس نمايد دوم آنكه رطوبات مذكوره خارج قحف فىمابين قحف و صفاق مجلل آن يا در ميان صفاق و جلد فراهم شود بسبب خطاى قابله كه پس از ولادت سر طفل را بعنف غمز كند و از آن رو افواه عروق موضعى از مواضع سر بكشايد و خون رقيق مائى برآمده در محلّى از محلين مذكورين جمع آيد و علامت وى آنست كه جلد سر بلند محسوس شود اما رنگش به حال خود باشد و بانگشت منخفض تواند گشت و طفل گريهء بسيار كند و بيدار ماند و فرق درين نوع و در ورم سر آنست كه در ورم رنگ جلد متغير و سخت باشد كه بانگشت انخفاض نپذيرد و لذع و وجع محسوس شود و درين نوع علّت مذكوره لين ملمس و عدم وجع و ديگر آثار مذكوره شاهد باشد الورم الخارج من القحف گاه باشد كه در غشاى مجلّل قحف يا در جلد سر اطفال ورم حار يا بارد پيدا شود و فرق در ورم و اجتماع رطوبت در قسم دوم اجتماع الماء فى الراس نگاشته شد و از ظهور امارات حرارت و برودت بر نوعيت ورم استدلال توان كرد و احساس المى ضاعظ القحف خاصهء جميع انواع ورم است كثرة البكاء و السهر يعنى گريه و بىخوابى و اين چهار گونه بود يكى آنكه بواسطهء اوجاع گوش و چشم و امعا و غير آن باشد و علامتش بروز آثار آفت عضوى از اعضاى مذكوره بود دوم آنكه بسبب ورم دماغ باشد و علامت وى در عطاش مذكور شد و سوم آنكه بنا بر فساد شير در معده بود و علامتش قى كردن شير فاسد باشد چهارم آنكه از جهت سوء مزاج دماغ و فساد روح نفسانى بود و علامتش آنست كه در اوائل ماه پيشتر عارض شود الفزع فى النوم يعنى ترسيدن در خواب و اين چنان باشد كه طفل در خواب خوابهاى هولناك بيند و از آن رو ترسيده بيدار كردد و اين علت حسب سبب دو نوع باشد نخستين آنكه طفل در بيدارى از چيزى ترسيده باشد و آلات صورت ؟ ؟ ؟ در جمال